الملا فتح الله الكاشاني

124

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

توحيد است و توابع آن از اوامر * ( وَيَنْهاهُمْ ) * و باز ميدارد ايشان را * ( عَنِ الْمُنْكَرِ ) * از كار ناشايسته كه شرك است و لوازم آن از ابن عباس نقلست كه مراد بمعروف مكارم اخلاقست و صله رحم و انصاف و بمنكر مساوى اخلاق و قطع رحم و عدم انصاف و اصح آنست كه معروف محاسن جمع است و منكر جميع مقابح و تسميهء حق بمعروف جهت آنست كه معروف الصحة است در عقول و تسميهء باطل بمنكر بجهة آن كه منكر الصحة است در عفو * ( وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ ) * و حلال ميگرداند براى ايشان مطعومات پاكيزه را كه اهل جاهليت بر خود حرام كرده بودند چون بحيره و سايبه و غير آن از مستلذات محرمه بر يهود چون شحوم * ( وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ ) * و حرام ميسازد بر ايشان خورشهاى پليد را چون مردار و خون و خوك يا مالهاى ناروا چون ربا و رشوه * ( وَيَضَعُ ) * و فرو مينهد يعنى تخفيف مىكند * ( عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ ) * از ايشان بار گران ايشان را يعنى سبك ميگرداند بر امت خود اوضاع شرع و تكاليف شاقه آن را و گويند مراد چيزهاييست كه در شريعت موسى بر بنى اسرائيل الزام كرده بودند چون قطع عضوى كه از آن گناهى صادر شده باشد و قطع آن مقدار جامه كه نجاست بدان رسد و وجوب پنجاه ركعت نماز در شبانه روزى و نصف سال روزه نگاهداشتن و غير آن * ( وَالأَغْلالَ ) * و ديگر سبك ميگرداند و بر ميدارد غلها و بندها * ( الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ ) * كه بود بر ايشان در زمان موسى مانند تعيين قصاص در عمد و خطا و قطع اعضاى خاطئه و غير آن از عهود شاقه كه حق سبحانه و تعالى در ذمه ايشان كرده بود كه به آن وفا كنند مثل اغلالى كه در عناق باشد كما يقال ( هذا عهدى عنقك و طوق فى عنقك ) و گويند كه اين شدت تكليف بر ايشان به جهت شامت معاصى بود كه از ايشان صادر شده بود حاصل كه اصر بمعنى ثقل است و اغلال كه كنايه است از تكاليف شاقه و اوامر شديده كه بر بنى اسرائيل بود حق تعالى به جهت ميمنت حضرت رسالت پناهى صلى اللَّه عليه و آله آن را از گردن امتان آن حضرت وضع فرمود و فرمود * ( فَالَّذِينَ آمَنُوا بِه ) * پس آنان كه گرويدند بدين نبى امى از بنى اسرائيل و غير ايشان * ( وَعَزَّرُوه ) * و تعظيم كردند او را * ( وَنَصَرُوه ) * و يارى دادند او را بر دشمنان * ( وَاتَّبَعُوا ) * و پيروى كردند * ( النُّورَ الَّذِي ) * آن نورى را كه * ( أُنْزِلَ مَعَه ) * فرو فرستاده شده است با نبوت او مراد قرآنست چه استيناف او مصحوب به قرآن بود و مشفوع به آن و گفته‌اند كه لفظ معه دلالت بر بقاى قرآن مىكند يعنى قرآن كه فرو فرستاده شده است با او باقى خواهد بود بخلاف الواح كه بر موسى فرود آمد و اكثر آن را به آسمان بردند